مدح و شهادت حضرت ابوالفضل العباس علیهالسلام
در وصف تو کس، روشن و خوانا ننوشتهست ای هر که نویسد ز تو، گویا ننوشتهست! آن مـاه بـدیـعـی که کـسی بـهـر بـیـانت از معنی آن صورت زیـبا نـنـوشتهست چون علقمه، کس در دل آن حسرت موّاج با نثـر روان از لـب سـقـّا نـنـوشـتهست یا شعر تری خوشتر از آن مشک گُهربار با قـافـیـۀ خـشـکی لـبها نـنـوشـتهسـت خونی که چکـید از قـلم دست عـلـمگـیر جز شرح غم و غربت مولا ننوشتهست جز چشم تو چشمی به ورق پارۀ مقـتل با ذکر سـند، روضۀ زهـرا ننوشتهست در کـربـبـلا روح تو تـلـمـیـح علی بود از شیعه کسی آنهمه شـیوا ننوشتهست میخواند کسی یکبهیک آیات علق را زآن سجدۀ واجب، کسی اما ننوشتهست فریاد زدی «اَدرک» و صد حیف که راوی یک خط هم از آن شوق تماشا ننوشتهست چون خونخدا ـ غمزده ـ با خط شکسته سربسته، کسی مرثیهات را ننوشتهست گویی قـلـم ای اوج کـرامـات حـسـینی! یک موج ز دریای تو حتی ننوشتهست |